تا به امروز روزها و حوادث زیادی از تاریخ کشور را مرور کردهام و هر بار با مشاهده آنها بیاختیار به یاد قلعه حیوانات افتادهام، گویی این کتاب که در اصل داستان انقلابهای کمونیستیست تاریخ از پیش نوشته انقلاب ایران نیز هست و ترتیب حوادث تاریخی کشور را به زیبایی در آن میتوان دید.
در چند روز گذشته خبرهایی از مذاکرات علنی ایران و آمریکا بر روی تلکس های مشاهده شد. ایران به تقاضای وزارت امور خارجه آمریکا برای گفتگو پیرامون مسائل عراق پاسخ مثبت داد. مذاکراتی که در رسانه های داخلی و اخبارهای صدا و سیما بازتابی نداشت، اخبار ساعت ۲۱ از سخنرانی وزیر امور خارجه که پیش از نماز جمعه و برای توجیه افکار عمومی ترتیب داده شده بود تنها قسمتهایی را پخش نمود که در آن بر حق مسلم ایران در داشتن انرژی هسته ای تاکید شده بود! جدای از عقبگردهای شدید سیاسی که بر اثر در خطر قرار گرفتن حکومت انقلابیون در مواضع گذشته آنها پدیدار گشته سانسور شدید خبری و عدم اطلاع به مردم از مهمترین وقایع مملکت به صورتی تشدید شده قابل مشاهده است. و این نامحرمان همان مردمی هستند که جان و مال و فرزندانشان را فدا نمودند تا سرنوشتشان را خودشان تعیین کنند!
این بود که بیاختیار به یاد آخرین فصل قلعه حیوانات افتادم، گویا که انقلاب ما نیز به آخرین فصل خود رسیده است، و چه زیبا همان مسیری را طی نمود که جورج اورول در سال ۱۹۴۵ برای تمامی انقلابها پیش بینی نمود...
آن شب صدای خنده و آواز از ساختمان بلند بود. سرو صداها ناگهان حس کنجکاوی حیوانات را برانگیخت، میخواستند بدانند در آنجا که برای اولین بار بشر و حیوان در شرایط مساوی کنار هم هستند، چه میگذرد. همه سینه خیز و تا آنجا که ممکن بود بی صدا به باغ رفتند. دم در وحشتزده مکث کردند. اما کلور جلو افتاد. حیوانات آهسته به دنبالش رفتند و آنها که قدشان می رسید از پنجره اتاق نگاه کردند. آنجا دور میز دراز شش زارع و شش خوک ارشد نشسته بودند. ناپلئون در صدر میز نشسته بود. به نظر میرسید که خوکها در کمال سهولت بر صندلی نشستهاند. پیدا بود که سرگرم بازی ورق بودهاند و موقتاً از ادامه آن دست کشیدهاند تا گیلاسی بنوشند. سبوی بزرگی دور گشت و پیمانهها دوباره از آبجو لبالب شد. هبچکس متوجه قیافه های بحت زده حیوانات در پشت پنجره نشد.
آقای پیل کینگتن مالک فاکس وود گیلاس به دست برخاست و گفت قبل از آنکه گیلاسشان را بنوشند بر خود فرض می داند که چند کلمه به عرض برساند. گفت « برای شخص او – و به طور قطع برای کسانی که شرف حضور دارند- جای منتهای مسرت است که می بیند دوران طولانی عدم اعتماد و سوء تفاهم سپری شده است. زمانی بود – خود او و یا حاضرین – خیر، بلکه دیگران، اگرنگوییم به دیده عداوت، باید گفت به دیده سوء تفاهم و تردید به مالکین محترم قلعه حیوانات نگاه می کردند. حوادث تاسفآوری پیش آمد، افکار غلطی پیدا شد. تصور می رفت که وجود مزرعه متعلق به خوکان و تحت اداره آنها غیر طبیعیست و ممکن است موجب ایجاد بی نظمی در مزارع مجاور شود. بسیاری از زارعین بدون مطالعه و تحقیق چنین فرض می کردند که در چنین مزرعه ای روح عدم انضباط حکمفرما خواهد شد. از تاثیری که ممکن بود بر حیوانات و حتی کارگران آنها گذاشته شود، نگران و مضطرب بودند. امروز خود او و همه دوستان ار وجب به وجب قلعه حیوانات دیدن کردهاند و در آن با چشم خویش چه دیده اند؟ نه فقط تمام وسایل امروزی بلکه نظم و انضباطی که باید سرمشق زارعین دنیا
نام و یاد احمدی نژاد در طول ۳۰ سال گذشته در کنار حوادث مهم ایران اسلامی در کنار وقایع و حوادثی مشاهده می شود که اثرات قابل ملاحظهای در سرنوشت این کشور و ملت داشتهاست. شخصیتی که تا پیش از پیروزی جنبش آبادگران برای افکار عمومی ناشناخته مانده بود در اوایل پبروزی انقلاب دانشجوی عمران دانشگاه علم و صنعت ایران و از فعالان سیاسی و انقلابی بود در کنار حجاریان، گنجی و مهاجرانی به مبارزات خود ادامه داد و پس از پیروزی انقلاب در جنبش دانشجویی از موقعیت خوبی برخوردار بود.
از مهمترین اقدامات اینان در آن زمان را میتوان تسخیر سفارت آمریکا در تهران دانست. پیش از ۱۶ آذر ماه ۵۸ نقشه تسخیر ساختمان سفارت به بحث گذاشته شده بود و با وجود مخالفتهایی که با این اقدام می شد در نهایت در نشست مرکزی جنبش دانشجویی به تصویب رسید.
گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا که در عرف بینالملل تجاوز به خاک کشوری دیگر و بر خلاف کنوانسیون ژنو بود، انقلاب دوم نامیده شد. جمهوریاسلامی که در آن زمان در برابر دیدگان مبهوت جهانیان آغازین روزهای کاری خود را می گذراند با نقض آشکار قوانین بین المللی افرادی را به عنوان گروگان در اختیار گرفته بود که حتی حق به دادگاه کشاندن آنان را نیز نداشت، به همین سبب و به راحتی خود را به عنوان کشوری تروریست به دنیا معرفی نمود.
در آن زمان دستگاههای بین المللی تلاش زیادی را برای آزاد نمودن گروگانها انجام دادند، اما با این وجود دولتمردان تازه کار ایران بر مواضع انقلابی خود پای فشاری کرده و با ذکر اینکه هیچ کاری از آمریکا ساخته نیست بر گرفتن امتیازات زیادی از آن کشور در برابر آزادی گروگانها تاکید نمودند. آنان با پایفشاری بر مواضع خود به شکل گرفتن جنبشی علیه ایران کمک شایانی نمودند.
با ادامه این روند و اقدامات بین المللی ایران که به دور از عرف جاری و کاملاً ایدئولوژیک بود کشور در تنگنای شدید اقتصادی و سیاسی قرار گرفت و کاملاً منزوی شد. در نهایت انقلابیون به اشتباه خود پی برده و اوضاع بحرانی کشور را درک نمودند و آمادگی خود را برای مذاکره با آمریکا با میانجیگری الجزایر اعلام کردند. اما شرایط بین المللی کاملاً بر علیه ایران شکل گرفته بود و آنان نه تنها موفق به کسب هیچگونه امتیازی نگشتند بلکه دیپلماتهای بی تجربه ایرانی برای فرار از بحران مجبور به اعطای امتیازات فراوان به آمریکا شدند. با این حال اقدامات گذشته کارنامه سیاهی در نزد افکار عمومی چهان بر جای گذاشت که امکان اصلاح آن نبود.
این اقدامات و انزوای کامل کشور و تضعیف موقعیت کشور نهایتاً به گستاخی دولتهای منطقه و مخصوصاً جموری عراق شد که جنگ تحمیلی ۸ ساله را به دنبال داشت. جنگی خانمانسوز که بسیاری از جوانان فعال این مرز و بوم را از این کشور گرفت، لطمات جبران ناپذیر اقتصادی به کشور وارد نمود و برای سالها ایران را با مشکلات عظیمی روبرو ساخت. و این هزینه ها تنها برای اقدامی ساده بود که با کوته بینی و اعمال ایدهآلیستی نسل انقلاب هم اکنون نیز پیروزی بزرگ ملت ایران خوانده می شود.
