تبليغاتX
بین خودمون بمونه (;
بین خودمون بمونه (;
دوست دارم هر چیزی به ذهنم می رسه بنویسم،البته با مصلحت سنجی!
امروز...

 

خوشتر  از  ایام   عشق  ایام   نیست

بامداد   عاشقان    را     شام    نیست

مطربان  رفتند  و   صوفی  در    سماع

عشق   را آغاز هست    انجام   نیست

کام  هر   جوینده ای    را      آخریست

عارفان   را    منتهای     کام       نیست

از    هزاران   در    یکی    گیرد  سماع

زانکه   هر  کس   محرم   پیغام   نیست

آشنایان    ره      بدین    معنی    برند

در   سرای   خاص   بار    عام    نیست

تا   نسوزد     بر    نیاید    بوی     عود

پخته داند کاین   سخن با  خام   نیست

هر کسی را نام معشوقی که   هست

می برد،  معشوق   ما  را   نام   نیست

سرو را با جمله  زیبایی  که     هست

پیش  اندام  تو    هیچ    اندام    نیست

مستی  از من پرس  و  شور  عاشقی

آن کجا  داند  که  درد    آشام     نیست

باد  صبح  و  خاک  شیراز    آتشیست

هر که  را  در   وی   گرفت  آرام   نیست

خواب  بی هنگامت   از  ره     می برد

ور  نه بانگ  صبح   بی  هنگام   نیست

سعدیا چون بت شکستی خود مباش

خودپرستی  کمتر   از  اصنام     نیست

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:9  توسط فرزاد  | 

تلخ و شیرین

کاش می‌شد همیشه قدر چیزهایی رو که داریم بدونیم. اگر هم نقصی هست تلاش کنیم اون نقص برطرف بشه، نه اینکه همه داشته هامون رو خراب کنیم...
یادم هست که آخرین سال ریاست‌جمهوری خاتمی دوستان هم از تخریبش ابایی نداشتن. دانشجوهایی هم که کم‌کم داشتن می‌فهمیدن حرف زدن یعنی چه، مست از احساس آزادی علمداری میدان رو بر عهده گرفته بودند. اوج حرکت هم آذر ۸۳ بود، در روز دانشجو. خاتمی که به مناسبت این روز به دانشگاه تهران رفته بود چه چیزها که نشنید، و چه حرفها که تحمل نکرد. شعارهایی که گویای ظلم خاتمی به جوانانی بود که آزادی می‌خواستند! و گویا خاتمی نداده بود!
صدا و سیما هم که جهش بزرگ انتخاباتی خود را آغاز کرده بود این نشست را کامل پخش کرد تا جایگاه اصلاح‌طلبان بیش از پیش تضعیف شود. خاتمی تحمل کرد. در مقابل آن همه اهانت. از کسانی که خودش طعم حداقل آزادی ممکن رو به آنها چشانده بود. و در نهایت فقط یک جمله گفت. و آرزو کرد سال بعد، به همیت راحتی و در برابر رئیس‌جمهور بعدی بنشینند و هر چه می‌خواهند بگویند. و هیچ نترسنند!
کسی از اون جمع نفهمید خاتمی چی می‌گه، ولی امروز وقتی در مصاحبه با یکی از خبرنگارها از اون روز به عنوان یکی از بهترین لحظات ریاست جمهوریش یاد می‌کنه، کسانی هستن که کاملاْ می‌فهمن. کسانی که با یک، دو یا سه ستاره ناقابل و بخاطر شرکت در یک جلسه یا تجمع، نوشتن یک مقاله و یا هر فعالیت دیگر، بدون اینکه حتی اعتراض آرامی به رئیس‌جمهور مردمیشان کرده باشند امروزه حق ورود به دانشکاه را هم ندارند. کسانی که شدیداْ مورد لطف دولت مهرورزی قرار گرفته‌اند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 10:23  توسط فرزاد  |