
مدیریت وبلاگ محرمانه شکست قاطع ائتلاف رایحه خوش خدمت، طرفداران دولت محترمه و یاران مصباح (انجمن حجتیه) را خدمت جناب آقای احمدینژاد تسلیت عرض مینماید!
آنگاه کاتبان و فریسیان اورشلیم نزد عیسی آمده، گفتند: «چون است که شاگردان تو از تقلید مشایخ تجاوز مینمایند، زیرا هرگاه نان میخورند دست خود را نمیشویند؟» او در جواب ایشان گفت: «شما نیز به تقلید خویش، از حکم خدا چرا تجاوز میکنید؟ زیرا خدا حکم داده است که مادر و پدر خود را حرمت دار و هر که پدر یا مادر را دشنام دهد البته هلاک گردد. لیکن شما میگویید هر که پدر یا مادر خود را گوید آنچه از من به تو نفع رسد هدیهای است، و پدر یا مادر خود را بعد از آن احترام نمینماید. پس به تقلید خود، حکم خدا را باطل نمودهاید. ای ریاکاران، اشعیاء درباره شما نیکو نبوت نموده است که گفت: «این قوم به زبانهای خود به من تقرب میجویند و به لبهای خویش مرا تمجید مینمایند، لیکن دلشان از من دور است. پس عبادت مرا عبث میکنند زیرا که احکام مردم را بمنزلهء فرایض تعلیم میدهند.»
و آن جماعت را خوانده، بدیشان گفت: «گوش داده، بفهمید، نه آنچه به دهان فرو میرود انسان را نجس میسازد بلکه آنچه از دهان بیرون میآید انسان را نجس میگرداند.» آنگاه شاگردان وی آمده، گفتند: «آیا میدانی که فریسیان چون این سخن را شنیدند، مکروهش داشتند؟» او در جواب گفت: «هر نهالی که پدر آسمانی من نکاشته باشد، کنده شود. ایشان را واگذارید، کوران راهنمایان کورانند و هرگاه کور، کور را راهنما شود، هر دو در چاه افتند.»
پطرس در جواب او گفت: «آیا شما نیز تابحال بیادراک هستید؟ یا هنوز نیافتهاید که آنچه از دهان فرو میرود، داخل شکم میگردد و در مَبرَز افکنده میشود؟ لیکن آنچه از دهان برآید، از دل صادر میگردد و این چیزها است که انسان را نجس میسازد. زیرا که از دل برمیآید، خیالات بد و قتلها و زناها و فسقها و دزدیها و شهادات دروغ و کفرها. اینها است که انسان را نجس میسازد، لیکن خوردن به دستهای ناشسته، انسان را نجس نمیگرداند.»
چند روز پیش ابطحی دانشگاه ما بود. برای مناظره با بادامچیان(قائممقام موتلفه اسلامی). برنامه جالبی بود. عجیب اینکه بسیج با ادعای بیطرفی کامل این برنامه را برگزار کرد. سوالهای جانبدارانه مجری خوب بسیجی هم کاملاْ قابل پیشبینی بود! سوال اول مجری از مدت زمان ابطحی برای جواب دادن بیشتر طول کشید! در نوع خودش هم بینظیر بود! بطور خلاصه میخواست بگه: آقای ابطحی! چرا این اصلاحطلبا اینقدر به درد نخورن؟! ابطحی هم برای جواب گفت: من که نفهمیدم! این حرفای شما سوال بود یا بیانیه سیاسی؟!
اما قضیه اصلی این نیس! شرح مناظره از قول خود ابطحی رو میتونید خودتون بخونید! بعد از برنامه برای من جالبتر بود! بچهها دور ابطحی رو گرفته بودن و با هم به طرف ماشینش میرفتن. رفتم سراغش. گفتم حاج آقا! منم یه وبلاگ دارم! گاهی هم چیزهایی مینویسم توش. اگه میشه یه نگاه بهش بندازین و نظرتون رو بهم بگید.
گفت: آدرسش چیه؟ گفتم: محرمانس جناب! گفت: نه! میگم آدرسش چیه؟! گفتم: محرمانس حاج آقا! گفت: خوب چهکار کنم که محرمانس؟! چطوری ببینمش پس؟! آدرسشا به من بده! گفتم: نه! آدرس وبلاگ من محرمانه دات بلاگفاس۱! گفت: آهان! باشه! آدرسشا برای من mail کن، میبینمش.
از یه طرف خیلی دوست داشتم نظر کسی رو که هم تو متن سیاست بوده، هم از سران اصلاحات بدونم، هم یه جوری مشکلاتی داشتم. الان هر زمانی عکسی میذارم یا مطلبی مینویسم، به این فکر نیستم که چی میشه! مینویسم که گفته باشم! حداقل ۱۰ نفر میتونن بیان و ببینن من چی فکر میکنم! سران و تهان نظام هم نمیشناسم! حتی عکس قبلی هم پرتره جناب رفسنجانی بود با عنوان اکبرشاه!
اما تو این چند روز به این فکر بودم که اون عکس رو بردارم تا وقتی ابطحی وبلاگ رو میخونه زیاد هم سه نباشه! یا اگه خواست بتونه یه اشارهای بهش بکنه! توی مطالبم هم زیاد از خط قرمز عبور نشده باشه! به اینجا که رسیدم دیدم نه! نمیشه! من دارم دچار خودسانسوری میشم. کاملاْ ناخواسته! یه خودکشی واقعی! اگه ابطحی یا هرکس دیگه وبلاگ منو نخونه مشکلی پیش نمیاد، اما اگه من اون چیزی رو که دوست دارم ننویسم خیلی مشکلات بوجود میاد! حداقل پیش خودم شرمنده خواهم بود!
این بود که از خیر این ماجرا و نظرات این آقای محترم گذشتم! پس از این پس نیز آزاد خواهم نوشت! و آزاد آپ خواهم نمود۲!
امروزه در جامعه ما طیفی حکومت میکند که بقای خود را در عدم اطلاعرسانی کامل و حداقل شفافسازی واقعیات جامعه میبیند. طیفی که به درستی بر این باور است که در صورت آگاه شدن افکار عمومی از حقایق داخل و خارج از ایران، و اهداف اصلی تصمیمگیران انتصابی جامعه، امکان تداوم حکومت نخواهد یافت. این گروه که نمونه بارز آن محمود احمدینژاد رئیسجمهور امروز ایران است میخواهد تا با محدود کردن فضای جامعه و تزریق تفکراتی که همچنان در دوران گذشته به سر میبرد، کمترین هزینهها را برای همراه نمودن آرای سرگردان انجام دهد.
از جمله اقدامات این گروهها میتوان به محدود کردن مطبوعات، ممنوعیت استفاده از ماهواره و حتی فیلترینگ سایتها اشاره نمود. این کار تا جایی پیش رفته است که طبق بخشنامهای سقف سرعت اینترنت را نیز برای ISPها معلوم کرده و دستور دادهاند با سرعت بالاتر از آن به مصرفکنندگان سرویسدهی نگردد! صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز به صورت تمام وقت و مطلق در اختیار آنان قرار گرفتهاست و هیچگونه اخباری از افکار ناهمگون با آنان در جامعه منتشر نمیگردد، مگر در صورتی که نقل قولی از شکست را دربر داشته باشد. این حرکت تا جایی دنبال شده است که اخبار مربوط به درگیری ریاستجمهوری و دانشگاه آزاد اسلامی که عملاْ به دوئلی بین احمدینژاد و هاشمیرفسنجانی تبدیل شده و بصورت کاملاْ قابل پیشبینی به سود هاشمی پایان یافت انعکاسی در رسانههای کشور و بالاخص صدا و سیما پیدا ننمود.
در این انتخابات نیز امر روسا بر دریغ هرگونه رسانه از اصلاحطلبان برای داشتن تریبون تبلیغاتیست. اما زیباترین نکته در گرفتن دست پیش از سوی سردمداران است و ادعای مظلومیت آنان، که نمونه بارز این حرکت در انتخابات قبلی و فعلی کاملاْ مشهود بود: سایت بازتاب و اخبار ۲۰:۳۰،که در ظاهر نشان از آن داشت که میخواهند فضایی باز در جامعه ایجاد نمایند.
اصلاحطلبان در انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۴ دچار تفرقه شده بودند و عملاْ با این کار بود که نتیجه انتخابات را به محافظهکاران تقدیمکردند. بازتاب و اخبار ۲۰:۳۰ نیز با اعلام اینکه میخواهند فضای انتخابات برای مردم کاملاْ شفاف باشد! تمامی مسائل و درگیریهای بین آنان را در جامعه منتشر کردند، کاری که میرفت در این دوره نیز تکرار شود. تمامی مسائل نشان دهنده تفرقه مابین اصلاحطلبان در این چند روز از مهمترین اخبار آنان بود.
با شوک انتخاباتی عظیمی که معرفی لیست واحد از سوی اصلاحطلبان در دو نقطه مختلف و همزمان۱ به جریان محافظهکار وارد کرد و با توجه به عدم ائتلاف محافظهکاران، این دو نیز از جمع منتشرکنندگان اخبار طیف چپ دست کشیدند، اخبار بیطرف ۲۰:۳۰ ترجیح داد در مقابل تفاهم اصلاحطلبان سکوت اختیار کند! بازتاب نیز تنها تیتری از انتشار عکس تبلیغاتی! اصلاحطلبان با خاتمی منتشر نمود! و اکنون تنها سایتهای محدود از جمله شهر فردا و وبلاگهای شخصی هستند که گوشهای از فعالین آنان را برای جامعه اطلاعرسانی میکنند، و کسانی که سعی دارند مردم را برای انتخاب صحیح یاری دهند.
اکنون میبایستی نشان داد که جایگاه مردمی سیاستمداران است که انتخاب آنان را در بین جامعه رقم میزند، و نه قدرت سرکوبشان. میبایستی نشان داد که اگرچه اخباری از واقعیات جامعه و پایمال شدن دستاوردهای بیشمار دوران اصلاحات و تحمیل هزینههای گزاف به ملت ایران در جامعه منتشر نمیشود، اما در نهایت این مردم هستند که رای میدهند، انتخاب میکنند و از منتخب خود حمایت میکنند. میبایست نشان داد که کودکان نابالغ جامعه که معتقد بر الزام وجود قیم هستند حداقل جامعه را تشکیل میدهند. و میبایست نشان داد که به راستی میزان رای ملت است. تا ۲۴ آذر فرصت زیادی نیست!
۱-زمانیقمی در دفتر حزب اعتماد ملی و حاجی در ستاد ائتلاف اصلاحطلبان همزمان دو لیست را برای دو گروه از خبرنگاران خواندند. با توجه به پیشبینیها آنان انتظار حداکثر ۷۰٪ اشتراک را داشتند، اما بعد از مقایسه انطباق ۱۰۰ درصدی آن را مشاهده نمودند!