سکانس اول:
مدير کل مبارزه با مفاسد اجتماعي «ناجا» در پاسخ به سؤالي در رابطه با نحوه اجراي طرح گفت: برخورد با بدحجابي، از وظايف ذاتي پليس ميباشد ولي اجراي اين طرح با شروع فصل گرما و تعطيلي مدارس، شدت بيشتري به خود ميگيرد.
سردار روز بهاني در ادامه افزود: در اين فصل، طراحان و مدلسازان لباس فعالتر شده و برخي از آنها، مدلهاي جديد و غيرمتعارف را به بازار ارايه ميدهند و اين موضوع در فصول ديگر، کمتر به چشم ميخورد.
سکانس دوم:
به نوشته اعتماد، عاملان قتلهاي محفلي کرمان که قتل هاي خود را از شهريورماه سال 81 آغاز کرده بودند ارديبهشت ماه سال 82 پس از به قتل رساندن يک زن و شوهر جوان که آخرين قربانيان اين باند بودند دستگير شدند. نخستين قرباني اين باند جوان 19سالهاي به نام مصيب افشاري بود که 13 شهريورماه سال 81 به قتل رسيد. متهمان در اعترافات خود درباره اين جنايت گفتند؛ مصيب در ميدان امام خميني کرمان مواد مخدر مي فروخت. ما بعد از شناسايي او چندين بار به وي تذکر داديم تا دست از کارهايش بردارد اما او بي اعتنا بود تا اينکه به دستور حمزه (متهم رديف اول) يک روز او را به زور سوار ماشيني کرديم و به محله هفت باغ برديم و در آنجا حمزه ابتدا سنگي به سر مصيب کوبيد و او را داخل چالهاي استخرمانند انداخت، سپس هرکدام از ما سنگي به او کوبيديم اما مصيب نمي مرد تا اينکه حمزه گفت بهتر است او را زنده به گور کنيم. بعد چالهاي کنديم و پيکر نيمه جان مصيب را به داخل آن انداختيم و با شن و ماسه روي چاله را پوشانديم و به اين ترتيب مصيب را زنده به گور کرديم. متهمان افزودند: قتل دوم را يک هفته بعد از قتل مصيب انجام داديم. ابتدا محسن کمالي را شناسايي کرديم. او فساد اخلاقي داشت، بنابراين يک روز که در حال خروج از خانه بود، او را گرفتيم و به هفت باغ برديم و در آنجا محسن را هم خفه کرديم و جسدش را همانجا دفن کرديم، سپس به دستور حمزه، موبايل و موتور محسن را برداشتيم تا از آنها براي کارمان استفاده کنيم.
سکانس سوم:
روزبهاني اظهار داشت: به طور کلي پوششهاي نامناسب، براي جامعه ناامني به وجود ميآورد.
سکانس چهارم:
قتل سوم را چند ماه بعد انجام داديم، مقتول زني به نام جميله بود که او هم خريد و فروش مواد مخدر ميکرد و فساد اخلاقي داشت. از آنجايي که اين زن ازدواج هم کرده بود، پس از ربودن وي او را خفه نکرديم بلکه چاله يي کنديم و با روش سنگسار او را به قتل رسانديم، بعد جسد اين زن را به بيابان هاي اطراف کرمان برديم و در آنجا انداختيم تا طعمه حيوانات شود. متهمان در ادامه اعترافات گفتند؛ به ما گفته بودند که محمدرضا نژادملايري و شهره نيک پور دختر و پسر فاسدي هستند که با هم ارتباط نامشروع دارند و به همين خاطر آنها را هنگامي که سوار خودرو پژو محمدرضا بودند شناسايي کرديم و بعد از اينکه جلويشان را در جاده گرفتيم آنها را به چاله پر از آب هفت باغ برديم و هر دو را در آنجا خفه کرديم. بعد اجسادشان را داخل پژو گذاشتيم و به بيابان برديم و پس از آنکه اجساد را به بيرون انداختيم ماشين پژو را به آتش کشيديم و موبايل محمدرضا را برداشتيم. ما نمي دانستيم شهره و محمدرضا زن و شوهر هستند و فکر مي کرديم با هم رابطه نامشروع دارند.
سکانس پنجم:
وي تصريح کرد: در مرحله دوم اين طرح برخورد با بد حجابي آقايان نيز قرار دارد، که درهنگام اجراي اين قسمت از طرح مصداقهاي آن نيز گفته خواهد شد.
وي در ارتباط با مصداقهاي برخورد نيروي انتظامي با بدحجابي گفت: پوشيدن شلوارهاي کوتاه، استفاده از شالهاي کوچک که مو را نميپوشاند و استفاده از مانتوهاي تنگ، چسبان و يا بدننما در خانمها، از موارد برخورد نيروي انتظامي با اين افراد است و شيوه برخورد با افراد بدحجاب در سه مرحله ارشادي، انتظامي و قضائي صورت ميگيرد.
سکانس ششم:
ديوان عالي کشور اعتراض اولياي دم را نپذيرفت و حکم برائت قاتلان محفلي کرمان را تاييد کرد.در راي صادره شعبه 31 ديوان عالي کشور آمده است؛ محمد حمزه (سردسته باند)، «محمد س.»، «محمد ي.»، «چنگيز س.» و «س. ج.» از اتهام قتل عمدي تبرئه شده و اعتراض اولياي دم وارد نيست و راي صادره تاييد ميشود.
سکانس هفتم:
رادان اظهار داشت: علاوه بر30 گشت انتظامي و ارشاد تعدادي گشتهاي نامحسوس و 15 دستگاه گشت تجمعي شامل «فولکس وهايس» نيز در طرح همکاري ميکنند.
وي همچنين در ارتباط با برخورد قضائي نيز گفت: در مواردي که فرد داراي رفتارهاي ناهنجار و يا غير قابل اصلاح است به مرجع قضايي معرفي ميشود.
سکانس هشتم:
...
با توجه به سر سپردگی عناصر گرداننده وبلاگ محرمانه به بیگانگان، و برای بر هم زدن اتحاد و انسجام غیر قابل انکار مسئولین بر سر منافع ملی ایران، مدیریت سیاسی وبلاگ تصمیم به برگزاری مسابقهای با طرح سوالاتی زشت، موهن و مشوش اذهان عمومی نموده است.
از همه عزیزان تقاضامندیم پاسخهای خود را به آدرس دفتر ما ارسال نموده و بر روی پاکت عبارت «مربوط به مسابقه پاسخ به بزرگترین سوالات قرن ۲۱ ایران» را قید نمایند.
سوال اول:
«به نظر شما ملت سرفراز ایران به غیر از انرژی هستهای چه حقهای مسلم دیگری دارد؟»
سوال دوم:
«چرا ما همیشه میپرسیم انرژی هستهای برای ما چه خواهد کرد و هیچگاه نمیپرسیم ما برای انرژی هستهای چه خواهیم کرد؟»
مدیریت سیاسی در نظر دارد مجموعه پاسخها را پس از تحلیل و جمعبندی در اختیار افکار عمومی قرار ندهد تا خدای ناکرده متهم به انتشار مهمترین اسرار نظام نگردد.
لازم به ذکر است طراح این سوالات بلافاصله پس از طرح آنها در یک حرکت مهرورزانانه (و بصورت کاملاْ داوطلبانه) به مکانی نامعلوم منتقل شد. لذا فرصت نگاشتن جوابها را نیز ار دست داد. به همین دلیل از آن دسته از دوستان که مایلند ما را در یافتن جواب صحیح این سوالات یاری نمایند تقاضامندیم هر چه زودتر با ما تماس بگیرند.
|
ما مست و خـــــــراب از مي صهباي الستيم |
خمخــانه تهي كرده و افتــــاده و مستــيم |
|
از طره دلــــبند تو كرديم چـــــو پيوند |
پيوند ز هر مَحرم و بيگانه گسســــتيم |
|
از سبحــه صــــد دانــه اربـــــاب ريــا به |
صد مرتبه اين رشـــــته زنار كه بستيم |
|
فرقي كه ميان من و شيخ است همين است |
كو دل شكــــند دايم و ما توبه شكستيم |
|
تا دامن وصــــــل از سر زلفت به كف آيد |
چون شانه مشــــاطه سراپا همه دستيم |
|
اي ناصح مشفق تو برو در غـــم خود باش |
ما گر بد و گر خوب همـــــانيم كه هستيم |
|
چون شـاهد عيب و هنر ما عمل ماست |
|
گو خصم زند طعنه كه ما دوست پرستيم |