تبليغاتX
بین خودمون بمونه (;
بین خودمون بمونه (;
دوست دارم هر چیزی به ذهنم می رسه بنویسم،البته با مصلحت سنجی!
بیانیه

مردم سلحشور و عزیز ایران!
با توجه به تحقیقات گسترده و علمی دانشمندان عزیز مسلمان، و یافته‌های ایشان مبنی بر تأثیر بدپوششی خواهران عزیز در انحراف جامعه، پایین آمدن معدل و ازدیاد تولید نسل و همچنین حرکتهای خداپسندانه و مردم شادکن نیروی انتظامی در مبارزه با شبیخون فرهنگی ایادی شیطان بزرگ، این بی‌حجابان خدا نشناسی که طبق تحقیقات ما هر شب از اسرائیل غاصب مدل لباس فردای خود را دریافت می‌دارند تا ضربه‌ای دیگر بر پیکره این انقلاب مردمی وارد سازند، بر خود لازم می‌دانیم تا حمایت خود را از اینگونه حرکتها اعلام نماییم.
به دلیل علمی بودن این بیانیه ذکر نکات ذیل اجتناب ناپذیر می‌نماید:
۱- همانگونه که مستحضرید، رئیس دانشگاه الزهرا، این دانشمند والا مقام، طبق مراسمی از نتیجه تحقیقاتی سری پرده برداشته و اعلام نمود که دیدن موی نسوان بر غده هیپوفیز مردان تأثیر گذار است.
۲- از جمله موارد اشاره شده دیگر نیز تحریک مردان بر اثر دیدن بانوان بد حجابیست که برای نیل به اهداف امپریالیستی خود تبرّج کنان به رفت و آمد مشغولند. و این باعث می‌گردد تا مردان سریعاً خود را به منزل رسانده و ... شده و لذا جمعیت به شدت افزایش یابد. با وجود مثبت بودن افزایش جمعیت سربازان اسلام، اینجانبان این امر را صحیح ارزیابی نمی نماییم.
۳- شنیدن صدای دختران برای پسران تحریک کننده است.
۴- چکمه بلند باعث تحریک مردان می‌گردد. متاسفانه نویسندگان متن تا لحظه درج مطلب نتوانستند هیچگونه دلیل عقلانی و غیر عقلانی برای این امر بیابند، لذا تنها به سخنان فرمانده محبوب ناجا که حتماً دلیلی بر این مدعا داشته‌اند استناد می‌نماییم.
۵- صدای کفش خواهران در حین راه رفتن مردان را تحریک می‌نماید.
با توجه به موارد اول، دوم، سوم و چهارم، پنجم و همچنین مواردی که به علت حیا و ذیق وقت از ذکر آن معذوریم، اینجانبان خروج هر کدام از نسوان عزیز را از خانه تبرج اعلام نموده و جایز نشمرده و از برادر ارزشی، سردار رادان، این عزیز قسم خورده برای سالم نمودن جامعه تقاضامندیم از هر گونه خروج خواهران متعهد از حرمسراها جلوگیری نمایند.
همچنین با توجه به مورد سوم، از شرکت ارتباطات سیار و ایرانسل تقاضامندیم هر چه زودتر نسبت به قطع کلیه خطوط این عزیزان همکاری لازم را صورت داده و در نهایت در صورت عدم امکان انجام چنین امری، سیم کارت ایشان را با نوع «تنها برای ارسال پیامک» تعویض نمایند.
در انتها دبیرخانه وبلاگ برخود لازم می‌داند اعلام نماید که آزادی را حق مسلم کلیه انسانها دانسته و ناراحتی خود را از عدم درک صحیح معنای آزادی توسط برخی از گمراهان اعلام می‌دارد. ما با آزادی موافقیم، اما نه آزادئی که باعث انحراف اجتماعی و انحطاط اخلاقی گردد.

|+| نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:48  توسط فرزاد  | 

مواظب باشید...لطفاً!

تمساح

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 11:0  توسط فرزاد  | 

شاد باش، تا همیشه!

به آرامی آغاز به مردن میکنی

 اگر سفر نکنی،

  اگر چیزی نخوانی،

   اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

    اگر از خودت قدردانی نکنی.

 

به آرامی آغاز به مردن میکنی

 زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

  وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

 

به آرامی آغاز به مردن میکنی

 اگر برده عادات خود شوی،

  اگر همیشه از یک راه تکراری بروی...

   اگر روزمرگی را تغییر ندهی،

    اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،

     یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

 

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

 اگر از شور و حرارت،

  از احساسات سرکش،

   و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند

    و ضربان قلبت را تندتر میکنند،

     دوری کنی...

 

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

 اگر هنگامیکه با شغلت یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،

  اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

   اگر ورای رویاها نروی،

    اگر به خودت اجازه ندهی

     که حداقل یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی.

 

امروز زندگی کن!

      امروز مخاطره کن!

            امروز کاری بکن!

                نگذار که به آرامی بمیری ...

                    شادی را فراموش نکن!


پابلو نرودا

|+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 22:25  توسط فرزاد  | 

سودا

دلم آشفتـــــه آن مـــــایه نـاز  اســت هنـــــوز

مرغ پرســـــوخته در پنجه بــــاز است  هنــوز

جان به  لب آمد و لب بر لب جـــانان  نرســید

دل به جـــان آمد و او  بر سر نازســت  هنـــوز

گر چه بیگــانه ز خود گشتم و دیوانه ز عشق

یار، عـــاشق کش و بیگــانه نواز است هنــوز

خــــاک   گـــــردیدم  و   بر  آتش  من  آب  نزد

غافل از حســــرت اربـــــاب نیاز اسـت هنــوز

گرچه هر لحظه مدد مى دهدم چـــشم پر آب

دل ســــودا زده در سوز و گــــداز است هنــوز

هــــمه خفتند به غیر از من و پــــروانه و شمع

قصــــه ما دو ســـه دیـــوانه  دراز است هنـــوز

گرچه رفتى ز دلــــــم حســــــرت روى تو نرفت

در این خــــانه  به  امـــید تو بـــــازست هنــوز

این چه سوداست «عمادا» که تو در سر دارى

وین چه سوزیست که در پرده سازست هنوز

|+| نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:14  توسط فرزاد  |