حیف که بنا بر دلایلی اغماض ناپذیر بنده از دادن هر گونه فحش بیتربیتی در این وبلاگ معذورم!
اِ...!!!! آخه این چه جور کنکوری بود؟! طراح عزیز نسبتاْ محترم، این چه جور سوال طرح کردنی بود؟! فاجعه آقا! فاجعه! از شانس زیبای بنده، افتضاح سخت گرفته بودن. سوالهایی داده بودن که تا حالا اصلاْ جزء سرفصل کنکور حساب نمیشده! سوال سخت باعث میشه اونی که خونده بهتر معلوم بشه، اما اینجور سوال دادن بر عکس باعث میشه هر دو گروه نتونن سوالی جواب بدن. بعضی از سوالها هم اونقد تابلو بودن که شک میکردی نکنه سوال نکته داره و تو نمیفهمی چی نوشته!
در هر حال تموم شد! زیاد امیدوار نیستم. نشستهام به انتظار یک غبار بی سوار!
بنا بر رسم این جند مدت، فرصتی پدیدار گشت و ما مجدداْ به اسبابکشی مشغول گشتیم! میریم خیابون پلیس، حسینیاش بسمالله! یا علی بگو که اسبابها زیادن! پس فردا نگی اینترنت نداشتم وبلاگتو دیر خوندما!
بد جوری خستم. یه استراحت درست و حسابی میخوام. فعلاْ هم نوشتنم نمیاد! همین دو کلوم هم خیلی بود! ایشاالله سر فرصت!